تبليغاتX
رقص قلم
برخیز ای قلم/برخیزو برقص به آهنگ هق هق گریه ام
ایا می دانید عقاب ،زمان  وقوع تو فان را ، پیش از ان که شروع شود

می داند؟

عقاب ها  به نقاط مرتفع پرواز می کنندو منتظر می شوند تا تو فان بیاید.

زمانی که توفان به ان نقطه رسید عقاب بالهایش را به گونه ای قرار

 می دهد که باد اورا بلند کرده و روی سطح تو فان شناور کند.

وقتی که تو فان زیر بال های عقاب جریان دارد ،عقاب اوج

می گیره.

عقاب ها از تو فان فرار نمی کنند ان ها به راحتی از وجود باد های

 تو فان زا برای اوج گرفتن استفاده میکنند.

زمانی که تو فان های زندگی ،که همه ما ان ها تجربه خواهیم کرد ،

به سراغ ما می ایند،با متمر کز کردن فکر و اعتقاد به سوی خدا ،

می توانیم روی تمام ان ها  به  پرواز در اییم وبه قله رفیع موفقیت

صعود کنیم.

تو فانها  نباید بر ما غلبه کنند ،باید بگذاریم قدرت خدا ما را روی تو فان

 زندگی قرار دهند.

خدا امکان کنترل  این باد های تو فانی را به ما داده.

تو فان هایی که مو جب بروز کسالت ،غم و غصه،شکست و نو میدی  در

زندگی ما می شوند  ما  می توانیم بر روی انها به پرواز در امده

 و اوج بگیریم.

به خاطر بسپارید سنگینی بار مسئو لیت های زندگی نیست  که ما را به

قعر می کشد ،بلکه چگونگی اداره ان ها توسط ماست که مو جب

می شود گاه صعود کنیم و گاه سقوط.

با ارزوی اوج بر فراز قله های موفقیت  برای تک تک شما دوستان

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 13:6  توسط میترا | 
سلام دوستان مهربان

 فکر میکنید چه قدر فرصت دارید ؟

شاید تعجب کنیدو بپرسید فرصت برای چه؟

فرصت برای زندگی کردن،لذت بردن ،و به معنای واقعی زنده بودن............

زنده بودن برای شما چه معنایی دارد؟کمی فکر کنید ببینید ایا تا به حال

 زنده بوده اید؟

در این لحظه حس زنده بودن دارید ویا در سایه تکرار و روز مرگی ،

بازندگی خدا حافظی کرده اید؟

دوستان!زنده بودن صرفا به معنای نشان دادن علایم حیاتی نیست.

اگر شما هم  هم چون بزرگان و جوان مردان دریا دل بودید،بدانید زنده اید

اگر با مهربانی و گذشت  خطای کسی را بخشیدید و اورا از سرشکستگی

 نجات دادید ،زنده اید.

اگر هنوز مست دیدن درخت حیاط می شوید و مفتون اواز پرنده،و

 اگر هنوز هم به اسمان نگاه میکنید ودرعظمتش غرق میشوید،و اگر به

همراه طبیعت سبز می شوید ،زنده اید.

اگر میتوانید گریه کنید و از گریه کردن تان لذت ببرید و اگر برای خندیدن

 منتظر بهانه نمی مانیدو از ته دل می خندید،زنده اید.

اگر هنوز خنده کودکی شما را شاد و سر حال میکند زنده اید.

اگر هر روز از خالق زیبایی ها سپاسگزاری میکنید،یعنی زنده بودن را

 تمرین می کنید

دوستان !  بسیاری از انسانها هستند که علایم حیاتی را نشان می دهند

 اما در اصل زنده نیستند،

انها مدت هاست که در سکون خود حبس شده اند ،مدت هاست همه

چیز را از پشت شیشه تکرار می بینند ،غافل از این که کافی است   فقط

دستی به شیشه بکشندو غبار روز مرگی را از ان پاک کنند ،دیگر نه اثری

 از کدورت های  گذشته باقی می ماند و نه از تاریکی تکرار .

و می بینند که همه چیز نو شده !!

دوستان و اطرافیان،طبیعت،زندگی .

انرژی و نشاط همه جا موج میزند ،امواج مثبت همه جا پخش میشود از

اسمان باران تازگی و طراوت می بارد

اری،چشم ها را باید شست.

کافی است ایمان بیاوریم که هر انچه داریم از لطف پروردگار مهربان است ،

ان وقت است که در هرواقعه ای  خیر ان را می یابیم و احساس زنده بودن

می کنیم و ان وقت است که وجودمان تبدیل به منبع انرژی و نشاط

 می شود.

وقتی زنده ایم از خود امواج زندگی ساطع کرده و همه خوبی ها را به

 سوی خود جلب میکنیم.

وقتی هر روز به خود تلنگری  بزنیم که زنده هستیم و زکات زنده بودن مان

را باید بپردازیم ،

به جهان اطرافمان دقیق تر نگاه می کنیم و سعی می کنیم در هر چیز و

هر کس نکته مثبتی بیابیم

 وبه او یاد اور شویم و زنده بودمان را با مهر و عشق درون مان ثابت میکنیم.

به اطراف تان دقیق تر نگاه کنید  از همین لحظه شروع کنید .

به کاینات اعلام کنید که زنده هستید و موج زندگی و نشاط رادر هستی

بیندازید،با صدای بلند وپرانرژی اعلام کنید وان چنان احساس درون تان را

بروزدهیدکه قلب تان ازشورونشاط به تپش افتد:

 

من زنده  هستم و عشقم را نثار زندگی می کنم.

 

زنده بودن راباید تمرین کرذ .........

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 12:40  توسط میترا | 
انسان دوست دارد  در زیباترین اوقات زندگی ،عزیزانش را در کنار داشته

باشد،بهترین ها را  برایشان بخواهد  واز صمیم قلب ارزو کند  هر ان چه

خوبی و زیبایی و لبخند است،در سفره زندگانی شان مهیا گردد.

با خواندن مناجات بهاری  (حول الحالنا  الی احسن الحال )زمستان را

بدرقه کرده و به استقبال بهار رفتیم.

اگه با گذشت یک ماه از اغاز بهار اینها  را گفتم برای این است که

 دوباره به یادتان اورده باشم  اصلا مهم نیست حالا چند ساله شده

باشیم و سن تقویی مان روی چه عددی ارام گرفته باشد.

طول و عرض زندگی به هیچ وجه مهم نیست.

مهم  هم نیست که کجا باشیم وبه چه کاری مشغول .

مهم نیست،چون شما میدانید هستند بعضی نفرات که بیشتر از سن

تقوی شان می فهمند و کم نیستند برخی دیگر که با عدد شناسنامه

رشد نکرده اند و بزرگ و کوچک شان خیلی با هم تتفاوت ندارد!

مهم این است که هر جا هستیم و به هر کاری مشغولیم ،در همه احوال ،

 در اندیشه خدمت به خانه مان ، خانواده مان ،شهرمان و کشور عزیزمان

ایران باشیم.

مهم این است که با نجوای یا (مقلب القلوب) یک بار دیگر قانون زیبا و امید

افرین (نقطه سر خط )درمورد ما اجرا میشود .

می توانیم همه دیروز ها را فراموش کنیم و دوباره ان طور که

 می پسندیم ا ز سر نو شروع نماییم و به بهانه سال نو، ما نیز از نو

 متحول شویم.

این خاصیت زیبای بهار است که سالی یک بار به همه ادم ها این

 امکان را می دهد که دوباره به سرخط باز گردند و با تجربه های

 دیروزشان، فردا را روشن تر و پر امید تر بسازند .

عشق را جایگزین کینه ها کنند و دوستی را عوض دشمنی  بنشانند.

حالا نوبت ماست تا در بهار بخت مان را دوباره ببافیم و خیر و رحمت و

گشایش را برای همدیگر ارزو کنیم.

یاد بگیریم که هر بهانه ای برای دوست داشتن زیباست و هر

اشاره ای برای عشق ورزیدن زیبا تر.

و به یاد داشته باشیم همه این  نعمت ها را مدیون پروردگار بی همتا

هستیم.

و یادمان باشد که همیشه و در هر شرایطی خدای مهربان را

 شکر گزار باشیم.

همیشه مهربان و عاشق باشید.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 0:14  توسط میترا | 
سلام دوستان خوبم

دارم میرم سفر به خاطر همین پیشاپیش میلاد بزرگ منادی توحید ،

رحمة ٌ للعالمین ، اشرف کائنات ، فخر موجودات  محمد مصطفی (ص) و

سال نو را به همه شما تبریک میگم و برای تک تک شما ارزوی

شادی و موفقیت روز افزون دارم.

فقط یه توصیه:

 بیایید در استانه سال جدید دلهایمان را از هر گونه کینه و دشمنی و

قهرو غصه و غم پاک کنیم وبا دلی روشن به استقبال بهار زیبا برویم

باشد تا خدای مهربان نیز ما راببخشد و بیامرزد.

در پناه حق

التماس دعا

 

این گلها هم تقدیم شما عزیزان

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 11:3  توسط میترا | 
سلام دوستان

به نظر من عید از اول فروردین شروع نمیشه  من میگم همین الان هم

شروع شده وقتی با دقت به اطرافمان نگاه میکنیم شور و هیجان

سال جدید رو در همه جا می تونیم ببینیم همه در تکاپوی اماده شدن

 برای استقبال از بهارند .

خونه ها و کوچه ها و خیابونها ی شهر دارن تمیز میشن!

جاهای خراب تو هر جا داره ترمیم میشه!

بازار نقاشها حسابی رونق داره !

پدر ها و پدر بزرگها دنبال اسکناس نو برای عیدی دادن هستند!

مادر و مادر بزرگها به اسمان نگاه میکنن تا کی افتاب میشه و سریع به

خونه تکونی برسن!

ماهیگیران به دریا میرن تا ماهی شب عید را صید کنند!

بچه ها در اندیشه خریدن لباس عید بی قرارند!

حتی زمین و اسمان برای این جشن بزرگ اماده می شوند!

خلاصه با شور و شعفی وصف ناپذیراماده استقبال  از بهار میشیم.

اما سهم من وشما از این همه جشن و سرور چیه؟

ایا باید منتظر بمانیم تا ساعت تحویل سال نو فرا برسه و صدای توپی

 از دور دست ما رو تکان بده و چند لحظه از روز مرگی و یکنواختی 

زندگی بیرون بیاره و به ما بگه سال جدید فرا رسیده و بعد ما دوباره

به همان زندگی عادی خود بر گردیم؟

وقتی که میخواهیم هفته اول بهار رو جشن بگیریم و فصل تازگی و

شکوفایی طبیعت را در کنار عزیزانمان به شاد مانی سپری کنیم 

 چرا این شادی را با دیگران تقسیم نکنیم؟

چرا با شاد کردن دل دیگری شادیمان را افزون نکنیم؟

بیایید به جوان قانعی که نیازمند یاری من و شماست تا کاشانه ای

 کوچک برای زندگی تازه خود دست و پا کند کمک کنیم.

بیایید به پیر مرد و پیر زنی که سالهاست در اطراف خود لبخند و نگاه

کودکان و جوانان را ندیده وتنها به حال خود رها شده اند کمک کنیم.

بیایید برای کودکان فقیری که در همسایگی ما زندگی میکنند کفش و

 لباس نو بخریم.

فکر کنیم امسال تعداد مهمانهایمان بیشتر از همیشه است  اجیل و

 شیرینی بیشتری بخریم و ان مقدار بیشتر را بین ادمای مستمند

 تقسیم کنیم.

شاید با این کارها نتونیم همه رو شاد کنیم اما حد اقل نزد وجدان

خود ارامش داریم که سعی کرده ایم خیلی ها رو در شادی خودمون

شریک کنیم.

همیشه شاد باشید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 1:38  توسط میترا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
((مرا خدایی است مهربان . خدایی که زیر باران بدون چتر قدم بر می دارد.
خدایی که موج سواری می کند!
خدای من با پروانه ها باله می رقصد!
خدای من فدیه نمی خواهد !
خدای من نگهبان و دربان خانه ندارد چون اصلا خانه ای ندارد !
خدای من کولی است و آزاد و رها. هرجا که بخواهد می رود و هر جا که بخواهی می یابیش!
من خدایم را در سحر گاهان هنگام عشق بازی با گنجشکی خاکستری و پر از دوده دیده ام !))


((عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است

عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است

عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است

عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست

بلکه صبر کردن و ادامه دادن است))
"میترا"

نوشته های پیشین
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
پیوندها
دل سرا (بنده ای حقیر )
کتابت عشق(منصور حسن زاده)
آتش سرد دل (داداشی)
ساجد ومعصوم/ناز من/
سارای عزیز
احمد (دل نوشته های یک عاشق )
دانش اموزان (انسان امروز )
مهدی اعتمادی (پارک بقی )
لیلی عزیز (حرف دل)
عباس انلاین
چهل تیکه (ابراهیم )
عاشق رگبار پاییزی(پاییز)
عا شقانه(رها)
نز هتگه(هاتف)
قلم
سید عرفان
داستانک های سید (پرهام)
رقص گلها (نا زنین)
خورشید مرگ (مجید)
باغ همسفران(سیامک)
اموزش مدریت(علی)
درگاه ورودی ال یا سین(ع)(شوریده)
فقط خدا میدونه وبس(جا مانده)
خموش
درد و درمان (دکتر رضا)
عضو شو بازی کن جایزه ببر(سعید)
نرم افزار علمی _اطلا عات عمومی(علی محمدیان)
بزرگترین وبلاگ سلطان عشق(عباس)
من نباشم کی اسمتو هاا ا بکنه رو پنجره(میثم)
کوی بی نام و نشان (اشک قلم)
دوستانه(رامین)
قریه ای به اندازه تمام طهران بزرگ(امیر)
گوگ تپه(رضا قلی زاده)
محض یارمهربان(حس غریب)
هموطن سلام(مریم)
مهر نگار(مهدی)
بر و بچز خودمون(زامول)
فریاد خاموش(هورامان )
نسیم صبح(زیبا)
پسر شجاع
دختر ماه
جدیدترین خود رو های اسپرت(بهزاد)
ساز خدا(بابک فروزان)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

FreeCod Fall Hafez

 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس